علی ولیقلی‌زاده،

پژوهشگر مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیکی

how-israel-can-strike-iran-.jpg

اخیراً فضای بین­ المللی شاهد تهدیدهای مختلف از سوی اسرائیلی­ ها، آمریکائی­ها و برخی از کشورهای اروپایی بر علیه جمهوری اسلامی ایران است. هر چند این تهدیدها خصوصاً از جانب اسرائیلی­ ها قبل از انتشار گزارش آژانس بین ­المللی انرژی هسته­ ای درباره پرونده هسته­ ای ایران شروع شده بود، اما بعد از انتشار گزارش آمانو مبنی بر وجود ابهامات اساسی در صلح­ آمیز بودن فعالیت­ های هسته­ ای ایران که بیشتر کارشناسان این گزارش را کاملاً سیاسی ارزیابی می­ کنند، حجمه تهدیدهای اقتصادی- نظامی غرب علیه ایران به شدت افزایش یافت. طبق این گزارش، آژانس مدعی است به اطلاعاتی دست یافته است که ماهیت نظامی فعالیت­ های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را ثابت می‌کند.

هر چند، ادعاهای غرب مبنی انحراف در فعالیت­ های هسته­ ای ایران، تهدید به تشدید تحریم­ های سیاسی- اقتصادی و تهدید بر حمله نظامی به ایران موضوع تازه‌ای نیست، اما در موقعیت کنونی به نظر می­ رسد تهدید نظامی علیه ایران یک تاکتیک سیاسی بیش نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند این همه جنگ روانی بخاطر آن است که آمریکایی­ها  می ­خواهند با ترغیب و همراه ­سازی کامل جامعه جهانی تحریم­ های جدی ­تر و گسترده­ ای علیه ایران بکار گیرند تا ایران را به لحاظ سیاسی- اقتصادی کاملاً منزوی کنند.
 
در شرایط کنونی به دلایل مختلف حمله به ایران برای آمریکایی­ ها و متحدین آنها توجیه استراتژیک ندارد. چون هر گونه حمله احتمالی به ایران یا تأسیسات هسته­ ای ایران نه تنها فعالیت‌های هسته­ ای ایران را متوقف نخواهد کرد، حتی به لحاظ اهمیت سیاسی ، همین تجاوزطلبی به خاک ایران به نوعی می­ تواند نقطه چرخش و انحراف در فعالیت­ های صلح­ آمیز هسته­ ای ایران باشد. از جمله بازتاب ­های منفی تهدیدهای اخیر علیه ایران می­ توان به زمزمه­ های خروج احتمالی ایران از ان. پی. تی اشاره کرد که تحقق این موضوع می­ تواند پرونده هسته­ ای ایران را به چالشی بسیار بزرگ برای آمریکایی­ ها و متحدان آنها تبدیل نماید.
 
همچنین، در حال حاضر به دلیل شرایط کاملاً بحرانی اقتصاد آمریکا و اروپا ، بعید به نظر می ­رسد آمریکایی­ ها بعد از اینکه اخیراً دو جنگ پرهزینه را در منطقه خاورمیانه پشت سر گذاشته­ اند، خود را درگیر جنگی دیگر با ماهیت کاملاً متفاوت نمایند. مسلماً این اقدام برای آنها هزینه­ های سیاسی- اقتصادی و دیپلماتیک گسترده­ای به دنبال خواهد داشت. زیرا از یک سو، ایران با عراق، افغانستان یا لیبی کاملاً متفاوت است؛ همه کشورها نسبت به توان نظامی و جایگاه منطقه­ ای ایران واقفند. ایران بیش از اینکه مورد تنفر حاکمان سیاسی کشورهای منطقه باشد، از منزلت ژئوپلیتیک بالایی در بین گروه­ های مردمی خاورمیانه برخوردار است. به لحاظ ژئواستراتژیک، ایران در محل تقاطع منافع و علایق ژئوپلیتیک غرب (آمریکایی­ ها- اروپایی­ها) و شرق (چینی­ ها- روس ­ها) قرار دارد. بنابراین، هر نوع حمله احتمالی به ایران و تلاش برای اشغال این کشور مهم در شطرنج جغرافیایی- سیاسی جهان با بازتاب­ های فرامنطقه­ ای روبرو خواهد بود. 
.
از سوی دیگر، علاوه بر اینکه ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز دنیا محسوب می­ شود، تنگه هرمز بزرگترین و استراتژیک­ ترین گلوگاه حمل منابع انرژی در دسترس و کنترل ایران قرار دارد. در صورت تحقق هر نوع حمله احتمالی، اگر ایران بتوانند به طور موقت حمل و نقل در تنگه هرمز که 40 درصد نفت عبوری از دریا از آن عبور می‌کند را متوقف کند، بدون تردید قیمت نفت تصاعدی بالا خواهد رفت و این موضوع می ­تواند باعث تضعیف و تخریب بازار‌های جهانی و آسیب‌های جدی برای اقتصاد بحرانی آمریکا باشد.
 
در شرایط فعلی بحران اقتصادی و قرار داشتن در آستانه فصل سرما همراه با افزایش تقاضا و قیمت جهانی منابع انرژی، به هیچ وجه به مصلحت اوباما نیست اکنون که می­ تواند دستاوردهای خوبی از عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان به دست آورد، بخواهد وارد جنگ تازه‌ای شود که کل منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را تهدید می­ کند. جنگی که بی‌شک جنون قیمت نفت را به دنبال خواهد داشت و قیمت انرژی را آن‌چنان بالا خوداهد برد که اقتصاد آشفته امریکا را به احتضار در خواهد آورد.
 
بحث دیگری که از اهمیت زیادی برخوردار است شعاع واکنش ایران نسبت به هر نوع حمله احتمالی است. هر چند آمریکا و اروپای غربی به لحاظ جغرافیایی در دسترس قدرت نظامی دوربرد ایران قرار ندارند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند در صورت تحقق هر نوع حمله احتمالی، نیروهای ایرانی قادرند مواضع آمریکایی­ ها و متحدان آنها را در نقاط مختلف جهان مورد حمله قرار دهند. حال برخلاف این موضوع، اسرائیل کاملاً در دسترس موشک­ های دوربرد ایران قرار دارد. این موضوع به این دلیل مهم است که در نگرش ژئواستراتژیک آمریکایی­ها هدف از وارد شدن در هر جنگی ایجاد امنیت فراگیر در راستای سیاست­ ها و منافع جهانی آمریکاست. بر این اساس، پیش­بینی­ های موجود از دستاوردهای حمله احتمالی به ایران چندان خوشایند نیست. ایران به راحتی می­ تواند با هدف قرار دادن اسرائیل نبض هر گونه ابتکارعمل از سوی آمریکایی­ ها را در دست گیرد.
 
بویژه، به هر میزان کشورها از جایگاه ژئوپلتیک مطلوب­تری برخوردار باشند، هزینه­ درگیری با آنها افزایش می­ یابد. گفتنی است کشورها و دولت­ها برای ضربه زدن به رقیب خود یا محدود سازی قدرت مانور و عمل آن از ابزارها و روش­ های مختلف استفاده می ­کنند. یکی از این روش­ها و ابزارها کاربرد جغرافیا و ارزش­ها و عناصر جغرافیایی علیه دیگران است. ارزش­ها و عوامل جغرافیایی دارای طیف گسترده ­ای می­ باشند که کاربرد یک یا تعدادی از آنها  علیه کشور رقیب یا حریف می ­تواند آن را به زانو درآورده و مواضع سیاسی وی را منفعل نماید و سبب شود تا بازیگر خواست­ ها و اراده خود را بر آن تحمیل نماید. یقیناً، ایران نیز در زمره­ چنین کشورهایی در سطح خاورمیانه و خلیج فارس محسوب می­ شود و آمریکایی­ ها نیز کاملاً به این موضوع واقفند.
 
با توجه به حضور آمریکا در محیط پیرامونی ایران، به ویژه در عراق و افغانستان و همچنین  موقعیت ژئوپلیتیک ایران، هر گونه درگیری احتمالی بین ایران و آمریکا باعث تشدید گسل­ های امنیتی منطقه به ضرر آمریکا خواهد شد. به عنوان مثال، ایران می تواند با کمترین فشار بر نیروهای آمریکایی در این دو حوزه ژئواستراتژیک با استفاده از هدف قرار دادن پایگاه­ها و تأسیسات نظامی، هزینه های درگیری احتمالی بین دو کشور را برای آمریکا بالا ببرد. بدیهی است توسعه فضایی تبعات امنیتی حمله احتمالی به ایران در خارج از مرزهای ایران می ­تواند از توان ابتکار عمل نیروهای آمریکایی و متحدین آنها بکاهد.
 
همچنین، آمریکایی­ها با روحیات سیاسی- ملی مردم ایران آشنایی کامل دارند. آنها می­ دانند که ایرانی­ ها برغم هر نوع اختلافات و سلایق سیاسی در مقابل تهاجم خارجی متحد خواهند بود. چرا که دولت- ملت ایران مانند بسیاری از کشورهای منطقه که حاصل فروپاشی امپراتوری­ های گذشته ­اند و دوران گذار سیاسی- ملی به سوی کمال دولت- ملت سازی را پشت سر نگذاشته ­اند، پدیده سیاسی- جغرافیایی تازه­ ای نیست. تجربه­ های مشترک ملت ایران در طول تاریخ بینش سیاسی ویژه ­ای در وجود آنها در مقابل تهاجم خارجی شکل داده است که بخشی از فلسفه وجودی ایران امروز در دل آن ریشه دارد.
 
بسیاری از کارشناسان غربی معتقدند در شرایط فعلی تحریم­ های سیاسی- اقتصادی بیشتر از تهدیدهای نظامی تأثیرگذار هستند. از نظر آنها تهران عاقبت در مقابل این تحریم­ها تسلیم خواهد شد. طبق این دیدگاه، تشدید تحریم­ ها در دراز مدت باعث تعمیق شکاف­های اقتصادی- اجتماعی در دورن جامعه ایران خواهد شد و این وضع زمینه­ ها را برای فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی ایران از درون مهیا خواهد کرد. این گروه معتقدند در حال حاضر ایران بزرگترین بازنده بهار عربی در سطح خاورمیانه و شمال آفریقاست و هیچ یک از کشورهای درگیر جنبش های انقلابی از الگوی ایرانی استقبال نکرده ­اند؛ در حالیکه هر نوع حمله احتمالی به ایران می­ تواند این روند را معکوس نماید. یا اگر فرض بر این بگیریم که قصد آمریکایی­ ها اشغال ایران و تجزیه آن باشد، آنها کاملاً می­ دانند در حال حاضر نه تنها اشغال ایران بعید است، بلکه در شرایط فعلی، با توجه به واقعیت­ های جغرافیایی- سیاسی بسیار پیچیده ایران، منطقه اصلاً آمادگی چنین سناریوی پیچیده­ را ندارد. از طرف دیگر، خود آمریکایی­ ها نیز کاملاً می­ دانند که با این سناریوپردازی­ های ساختگی (در حالیکه هنوز هیچ سند واقعی از انحراف فعالیت­ های هسته­ ای ایران ارائه نکرده ­اند) نمی­ توان به ایران حمله کرد.
 
شاید دخالت آمریکا و متحدان آن در سوریه با شعار حمایت از دموکراسی و گروه­های معترض مردمی همچون مداخله در لیبی تا حدودی از سوی اعراب سنی خصوصاً گروه­ های انقلابی در خاورمیانه و شمال آفریقا حمایت شود، اما مداخله در ایران با سناریوپردازی­ های ساختگی در شرایط فعلی قطعاً موجب تقویت محبوبیت و منزلت ژئوپلیتیک ایران در نزد گروه­ های انقلابی خواهد بود و این موضوع می­ تواند موقعیت متزلزل آمریکا در منطقه را کاملاً بحرانی نماید.
 
منبع: مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه
http://fa.merc.ir/archive/article/tabid/62/articleType/ArticleView/articleId/1477/------.aspx