دکتر علی ولیقلی‌زاده،

هیأت علمی دانشگاه مراغه و پژوهشگر مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیکی

a9381_4530063000449.jpg

تنش میان ایران و جمهوری آذربایجان که مدتی پیش بالا گرفت پس از سپری شدن مدت زمانی کوتاه مجددا فروکش کرده است و هر دو کشور تلاش دارند تا بنا بر مصالح ژئوپولیتیکی خود روابط را به حالت عادی باز گردانند. این تلاش ها با برگزاری اجلاس سازمان اکو همزمان شده است. اجلاسی که فرصتی جدید را برای نزدیکی دو کشور ایجاد کرده و هر دو کشور را بر آن داشته تا با با استفاده از ظرفیت های موجود در این اجلاس روابط را تحکیم کنند، هر چند در این میان بازیگران فرا منطقه ای از بازگشت روابط نزدیک میان این دو کشور چندان دلخوش نیستند. یادداشت زیر به این موضوع و ظرفیت های این اجلاس در نزدیکی روابط تهران، باکو پرداخته است.
 
اکو یک سازمان منطقه ای برای همکاری های اقتصادی در حوزه جنوب غرب آسیا است که دارای ده عضو می باشد. این سازمان در سال ۱۹۸۵ توسط کشورهای جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و پاکستان به منظور ایجاد و گسترش همکاری های اقتصادی منطقه ای تأسیس گردید. این سازمان در سال ۱۹۹۲ در پی فروپاشی اتحاد شوروی، با عضویت جمهوری های تازه استقلال یافته آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و افغانستان توسعه یافت. کشورهای عضو اکو در منطقه‌ای کاملاً راهبردی واقع هستند که این منطقه علاوه بر اهمیت ویژه جغرافیایی - مکانی، دارای منابع طبیعی فراوانی نظیر منابع عظیم نفت و گاز، مواد معدنی فلزی از جمله مس، طلا، روی و ذخایر عظیمی از مواد معدنی غیرفلزی و از همه مهم‌تر نیروی انسانی فراوان و جوان می‌باشد و این موضوع در دورنمای آتی توسعه صنعتی و روابط تجاری - اقتصادی این کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اهمیت این موضوع وقتی دو چندان می شود که موقعیت ژئوپلیتیکی این سازمان در بستر تعاملات اقتصادی جهان، در مرکز ثقل یا کانون استراتژیکی تداخل مرزهای اقتصادی - سیاسی حوزه های ژئواستراتژیکی اروپا، خلیج فارس، روسیه، هند و چین مورد بررسی قرار می گیرد. 

با توجه به آنچه که ذکر شد، در این مقاله سعی بر آن است که حضور ایران در اجلاس اخیر اکو در جمهوری آذربایجان از دید ژئوپلیتیکی مورد تحلیل قرار گیرد. اجلاس اخیر اکو در جمهوری آذربایجان روز ۲۵ مهر ماه همزمان با واگذاری ریاست دوره ای این سازمان از ترکیه به آذربایجان و با حضور رؤسای جمهور اعضا در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان برگزار شد. در واقع اجلاس سران اکو هر دو سال یک بار برگزار می شود و چنین قابل تصور است که این سازمان از پتانسیل لازم برای حل مسائل دوره ای بین اعضای مختلف سازمان که برغم پیوستگی سرزمینی، از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تمدنی علاوه بر نقاط مشترک دارای نقاط افتراق زیادی هم با یکدیگر هستند، برخوردار است. 

از جمله مصداق های بارز چنین وضعیتی، شرایط حاکم و وزن سنگین چالش های سیاسی - ژئوپلیتیکی بر مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آذربایجان بویژه در سال های اخیر است که این موضوع هر از گاهی باعث ایجاد منازعات دیپلماتیک بین طرفین بوده است که ماحصل آن چیزی جز سینوسی بودن ماهیت مناسبات فی مابین نیست که در وضعیت فعلی به راحتی می توان نمود واقعی این موضوع را در بستر چالش های سیاسی اخیر در مناسبات طرفین رصد کرد.
 
این در حالی است که جمهوری آذربایجان در شطرنج راهبردی قفقاز جنوبی از موقعیت کاملاً ویژه‌ای بهره می‌برد و در این بین روسیه ـ ایران ـ ترکیه به‌عنوان بازیگران همجوار و رقیب در قفقاز جنوبی هر کدام با رویکرد راهبردی کاملاً متفاوت به دور آذربایجان حلقه زده‌اند. منتهی، ایران آنچنان که باید در تنظیم مناسبات خود با آذربایجان به موازات ترک ها یا روس ها موفق نبوده است و این در وضعیتی است که از بعد تعلقات ژئوپلیتیکی به هیچ وجه نمی‌توان اهمیت آذربایجان را در پیشبرد سیاست خارجی و حتی داخلی ایران نادیده گرفت. در واقع در بین کشورهای قفقاز جنوبی، جمهوری آذربایجان با دارا بودن وسعت بیشتر، جمعیت فراوانتر، منابع انرژی فسیلی، آب و خاک نسبتاً مناسب، بطور بالقوه بیشترین امکان را برای رشد و رسیدن به قدرت ملی بالاتر برخوردار است. جمهوری آذربایجان با دارا بودن ویژگی-هایی از قبیل تجانس جمعیتی، قومی و فرهنگی با شمال غرب ایران مهمترین همسایه شمالی ایران محسوب می شود. بنابراین، به دلیل وجود وابستگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی عمیق بین ایران و جمهوری آذربایجان در بستر اشتراکات و تجانس های جغرافیایی، جمعیتی، مذهبی، تاریخی و فرهنگی، شرایط فوق العاده ای در جهت تعمیق همکاری های دوجانبه وجود دارد. 

روی همین اصل، به لحاظ ژئوپلیتیکی نخستین تحلیل و پیش بینی ممکن از حضور ایران در اجلاس اخیر اکو در جمهوری آذربایجان را می توان تلاش و تمایل جدی جمهوری اسلامی ایران برای عبور از وضعیت فعلی حاکم بر مناسبات فی مابین و تقویت کمی و کیفی مناسبات دانست.

h6928_4095263000449.jpg
این موضوع از دید هر دو طرف قابل بررسی است و از اهمیت زیادی برخوردار است. به راحتی قابل درک است که از دید جمهوری آذربایجان، با توجه به شرایط ویژه و کاملاً حساس منطقه همزمان با تحولات سیاسی - ژئوپلیتیکی جهان عرب (بویژه فضای کاملاً ملتهب درونی جامعه آذربایجان در اعتراض به سیاست های ضد اسلامی حکومت) و همچنین نقض مکرر آتش بس در قره باغ و پیرو آن تشدید درگیری های نظامی و چالش های سیاسی بین آذربایجان - ارمنستان در طی ماه های اخیر، تعمیق مناسبات سیاسی و اقتصادی آذربایجان با ایران می تواند چه نقشی در این بین بازی نماید. بدون تردید، جمهوری آذربایجان بر نقش کاملاً راهبردی ایران برای برون رفت از فضای فعلی کاملاً آگاه است و سعی دارد از فرصت پیش آمده (ریاست دوره ای باکو بر سازمان همکاری های اقتصادی) برای نیل به این هدف و استفاده منطقی از عامل ژئوپلیتیکی به نحو احسن بهره ببرد.

این موضوع از محتوای سخنان رییس‌جمهور آذربایجان در دیدار با احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، کاملاً قابل فهم است. طبق اظهارات الهام علی اف، سفر رییس جمهور ایران به باکو پیامی است برای کسانی که در صدد بر هم زدن روابط برادرانه ایران و جمهوری آذربایجان هستند. در این دیدار، وی اتحاد دو کشور را عامل مهمی در مناسبات بین المللی دانست و گفت: در طول تاریخ نمی‌توانیم دو ملت را پیدا کنیم که همانند ایران و جمهوری آذربایجان در کنار یکدیگر باشند و باید دوستی بین دو کشور را بیش از گذشته تقویت کنیم. الهام علی‌اف همچنین حضور احمدی‌نژاد در اجلاس سران اکو را موجب تقویت این اجلاس خواند و خطاب به وی گفت همواره به شخصیت جنابعالی احترام گذاشته و ارتباطات دوستانه و برادرانه شما را اقدامی بزرگ برای نزدیک کردن دو ملت می‌دانم. وی همچنین افزود: ایران و جمهوری آذربایجان همسایگان خوبی برای یکدیگر هستند و هرگز اجازه نخواهند داد عوامل دیگر مناسبات دوستانه موجود را تحت تأثیر قرار دهند.
 
این موضوع از دید ایران هم از اهمیت کاملاً راهبردی برخوردار است. در واقع علاوه بر اینکه جمهوری آذربایجان در مسیر ارتباطی ایران با بازارهای اقتصادی "سی.آی.اس" بخاطر اشتراکات فرهنگی بین دو حوزه جغرافیایی - سیاسی من جمله تجانس جمعیتی (هویت تشیع)، قومی و فرهنگی با شمال غرب ایران و از دید روان شناسی ژئوپلیتیکی، بر حسب پیوندهای عمیق فرهنگی بین جامعه ایران و جمهوری آذربایجان و بویژه پتانسیل اقتصادی نسباً بالای اقتصاد نو ظهور و پویای این جمهوری و وسعت بازار مصرف آن در حوزه قفقاز جنوبی به نوعی بازوی استراتژیکی ایران در دل جغرافیای "سی.آی.اس" محسوب می شود که بدون تردید، برآیند تعمیق همکاری های اقتصادی حاصل از آن قادر است ضامن اتصال عمیق اقتصاد ایران به بازارهای "سی.آی.اس" باشد، در وضعیت فعلی تشدید تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران و نیز افزایش بیش از حد جاه طلبی های اسرائیل در قفقاز جنوبی بویژه حوزه سیاسی - جغرافیایی جمهوری آذربایجان، غفلت ژئوپلیتیکی از این جغرافیای راهبردی را به هیچ وجه و با هیچ منطق سیاسی نمی توان توجیه کرد.
 
قطعاً، اسرائیل و آمریکا بزرگترین حامیان تعمیق چالش ها و اختلافات سیاسی - ژئوپلیتیکی بین ایران و جمهوری آذربایجان هستند و این موضوع می تواند فضای امنیتی و تنفسی بیشتری را برای حضور صهیونیست ها و آمریکایی ها در دل جغرافیای راهبردی قفقاز جنوبی و مهمتر از آن ایجاد شکاف امنیتی در حوزه امنیتی ایران در ورای مرزهای شمالی فراهم آورد. بنابراین، می توان دریافت که در وضعیت فعلی تعمیق مناسبات با جمهوری آذربایجان از اولویت های سیاست خارجی تهران و برقراری ثبات در این جمهوری برای ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در واقع طبق قرائن موجود، جمهوری اسلامی ایران نیز بر آن است که با توجه به اهمیت ویژه سازمان همکاری های اقتصادی در راهبردهای منطقه ای ایران، از فرصت پیش آمده (ریاست دوره ای باکو بر سازمان همکاری های اقتصادی) به نحو احسن برای عادی سازی و تعمیق روند مناسبات فی مابین با جمهوری آذربایجان استفاده نماید. 

به گونه ای که طبق اظهارات رئیس‌جمهور ایران در دیدار با همتای آذربایجانی خود در اسنای اجلاس اخیر اکو در باکو هیچ عاملی نمی‌تواند ملت‌های ایران و جمهوری آذربایجان را از یکدیگر جدا کند؛ چرا که روابط ایران و جمهوری آذربایجان برادرانه و بسیار عمیق و گسترده است و توطئه‌ دشمنان نمی‌تواند خدشه‌ای در آن وارد کند. احمدی نژاد در این دیدار تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران همواره از استقلال، پیشرفت و امنیت آذربایجان حمایت کرده است و پیشرفت ملت آذربایجان را پیشرفت خود می داند و از آن خوشحال می‌شود.
 
دومین بعد ژئوپلیتیکی حضور ایران در اجلاس اخیر سازمان همکاری های اقتصادی در جمهوری آذربایجان را بایستی در رایزنی دیپلماتیک ایران و ترکیه در خصوص بحران سیاسی سوریه جستجو کرد. به عبارتی، از جمله مسائل بسیار مهم این جلاس که توجهات زیادی را از سوی محافل سیاسی منطقه ای و بین المللی به سوی خود جلب کرد موضوع گفتگوی احمدی نژاد و اردوغان در خصوص مسائل سوریه بود. در جریان این رایزنی دیپلماتیکی، اردوغان سه پیشنهاد مهم در خصوص تلاش برای حل بحران سوریه ارائه داد که هر کدام از آنها زمینه ساز تشکیل یک مثلث سیاسی (مثلث نخست با مشارکت ترکیه، ایران، مصر؛ مثلث دوم با مشارکت ترکیه، ایران، روسیه و مثلث سوم هم با مشارکت ترکیه، عربستان سعودی و مصر) برای برون رفت از بحران سوریه است. به اعتقاد ترکیه، هر کدام از این مثلث های سیاسی از توان لازم برای حل بحران در سوریه و پایان خشونت ها در این کشور برخوردار است.
 
از جمله نتایج مثبت این رایزنی دیپلماتیک که به نوعی می توان آن را برآیند نقش محوری ایران و ترکیه در حیات اقتصادی اکو برشمرد، و حتی می تواند آغازی برای نقش آفرینی سیاسی اکو در معادلات منطقه ای باشد، می توان به توافق دو طرف در راستای حمایت از پیشنهاد اخضر ابراهیمی، نماینده سازمان ملل متحد، برای برقراری آتش بس در عید قربان در سوریه اشاره کرد. علاوه بر این، محتوای گفتگوهای دو طرف در این دیدار بویژه قابل توجیه و دفاع خواندن حملات تلافی‌جویانه ترکیه علیه اهدافی در خاک سوریه از سوی رئیس جمهور ایران به گونه ای است که به اعتقاد برخی کارشناسان، به لحاظ ژئوپلیتیکی می توان آثاری از توافقات جدی و تعدیل در مواضع طرفین نسبت به بحران سوریه را مشاهده کرد. 

علاوه بر آنچه که ذکر شد، بعد ژئوپلیتیکی دیگر حضور ایران در اجلاس اخیر اکو در جمهوری آذربایجان را می توان در اظهارات مهم صالحی، وزیر امور خارجه ایران، روز قبل از اجلاس سران در نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری‌های اقتصادی اکو در باکو مشاهده کرد. محتوای اظهارات صالحی (جمهوری اسلامی ایران از دید ژئوپلیتیکی، تقویت حجم تجارت بین اعضای اکو را موجب همبستگی بیشتر اعضا و همکاری‌های اقتصادی را فرصتی گرانبها برای توسعه اقتصاد ملی اعضا و نیز توسعه منطقه به عنوان یک مجموعه می داند) نشان از آن دارد که جمهوری اسلامی ایران در وضعیت فعلی بویژه برای برون رفت از تبعات سنگین تحریم های اقتصادی و مقابله با راهبردهای غرب برای انزوای ژئوپلیتیکی ایران در راستای دورنمای کارکردی اکو حساب ویژه ای روی این سازمان و همکاری های منطقه ای با کشورهای پیرامونی علی الخصوص جوامعی که از اشتراکات فرهنگی و پیوندهای فضایی - جغرافیایی با حوزه تمدن ایرانی برخوردارند باز کرده است.
 
چرا که بدیهی است کشورهایی که به لحاظ تعلقات ژئوپلیتیکی مکمل فضایی یکدیگر هستند، حتی در صورت تشدید فشارهای سیاسی بین المللی باز هم زیاد از یکدیگر فاصله نخواهند گرفت که نمونه بارز آن دولت ترکیه از اعضای فعال و مهم اکو است که برغم فشارهای زیاد غرب، روز به روز بر میزان همکاری های تجاری - اقتصادی خود با ایران افزوده است. 


ادامه مطلب ...