علی ولیقلی‌زاده،

پژوهشگر مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیکی

20 سال پیش ترکیه نخستین کشوری بود که 15 دقیقه بعد از اعلان رسمی استقلال قزاقستان، استقلال این جمهوری را به رسمیت شناخت. از آن روز تابحال مناسبات طرفین همواره با سیر صعودی همراه بوده است. به اعتقاد بیشتر کارشناسان ترک، وجود اشتراکات فرهنگی و زبانی بسترهای ژئوپلیتیکی مناسبی را برای تعمیق مناسبات راهبردی بین طرفین مهیا ساخته است. نقطه قوت این مناسبات و اشتراکات آنجاست که ملت دو کشور ارتباط احساسی خوبی با یکدیگر دارند. به­عنوان مثال: امروزه بسیاری از مردم ترکیه نورسلطان نظربایف را با عنوان «آتاترک قزاق­ها» می­شناسند. وجود این ارتباط احساسی قوی بین طرفین را حتی می­توان در محتوای گفتگوهای رجب طیب اردوغان با نورسلطان نظربایف در جریان سفر اخیر وی به قزاقستان مشاهده کرد. در جریان این سفر، نظربایف رئیس­جمهور قزاقستان به هنگام امضای اساس­نامه تشکیل «شورای همکاری­های راهبردی در سطح عالی» چنین گفت: «اتحاد ما با ترکیه همیشگی است». متقابلاً، اردوغان نیز در شروع سخنان خود با خطاب قراردادن نظربایف با عنوان «ریش سفید جهان ترک» در مقابل وی به ابراز احساسات خود پرداخت.

در این سفر دو روزه که در از 22 تا 24 می 2012 به طول انجامید، مقامات دو کشور با امضای اساس­نامه تشکیل «شورای همکاری­های راهبردی در سطح عالی» اراده قوی خود را برای تقویت مناسبات دوجانبه در سطوح عالی نشان دادند. هر چند که مناسبات ترکیه با قزاقستان بعد از سفر نورسلطان نظربایف در سال 2009 به ترکیه در مسیر همکاری­های راهبردی قرار دارد. به اعتقاد کارشناسان، بر حسب تعلقات ژئوپلیتیکی متقابل بین ترکیه - قزاقستان، بلحاظ راهبردی روابط ترکها با آستانا شاید راحت­ترین روابط آنها با جمهوری­های تازه تأسیس آسیای مرکزی بوده باشد که تا کنون شکل اجرایی به خود گرفته است. ترکیه همواره به مناسبات خود با قزاقستان به­عنوان یکی از مهمترین کشورهای منطقه از نظر ذخایر انرژی و توانایی­های علمی و اقتصادی اهمیت داده است، به همین علت انتخاب قزاقستان برای تقویت همکاری­های راهبردی ترکیه با حوزه آسیای مرکزی کاملاً منطقی و قابل درک است.

در حال حاضر مناسبات بین ترکیه و قزاقستان در ابعاد و جهات مختلفی در حال توسعه است. قزاقستان در موقعیت تبدیل به یکی از مهمترین شرکای سیاسی و اقتصادی ترکیه در مقیاس جهانی در موقعیت کاملاً ژئواستراتژیکی آسیای مرکزی است. بعد از ایالات متحده آمریکا، کرده جنوبی و انگلیس، بالاترین سرمایه خارجی در حال گردش در اقتصاد قزاقستان متعلق به ترکهاست. ترکها در مجموع نزدیک به دو میلیارد دلار بویژه در حوزه­های نفت، ارتباطات از راه دور، هتل­داری و بانکداری قزاقستان سرمایه­گذاری کرده­اند. بلحاظ تعداد شرکت­های سرمایه­گذار نیز ترکیه در رتبه اول قرار دارد. در حال حاضر در قزاقستان بیش از 500 طرح اجرایی با سرمایه مشترک طرفین در حال اجراست. در عین حال، تعداد شرکت­هایی که با سرمایه خالص ترک در قزاقستان حضور فعال دارند به 200 می­رسد. متقابلاً طبق آمارهای موجود سرمایه­گزاری شرکت­های قزاق نیز در سال­های اخیر خصوصاً در حوزه­های نفت و توریسم ترکیه رشد چشم­گیری داشته و در حدود 350 میلیون دلار تخمین زده می­شود.

علاوه بر این در حوزه همکاری­های مشترک اقتصادی طرفین، حجم مبادلات تجاری ترکیه و قزاقستان در سال گذشته بالغ بر 3/3 میلیارد دلار عنوان شده بود که این میزان نسبت به یک میلیارد و 85 میلیون دلار سال 2010 حدود 80 درصد افزایش نشان می­دهد. با این حال، این میزان به هیچ وجه مطلوب آنکارا - آستانا نیست و طبق نتایج مباحث سفر اخیر اردوغان به قزاقستان، گفته می­شود طرفین در چارچوب تأسیس «شورای همکاری­های راهبردی در سطح عالی» می­خواهند حجم مبادلات تجاری خود را تا سال 2015 میلادی به 10 میلیارد دلار در سال افزایش دهند. همچنین، خارج از حوزه­های اقتصادی، خدماتی و انرژی، در زمینه صنایع دفاعی نیز در بستر اعتماد متقابل همکاری­های خوبی بین طرفین در جریان است. به گونه­ای که کارشناسان ترک بر این اعتقادند که بر حسب شرایط موجود پتانسیل بالایی برای تقویت روابط ترکیه با قزاقستان وجود دارد.

در مجموع، با توجه به آنچه که ذکر شد در یک تحلیل ژئوپلیتیکی از اهمیت قزاقستان برای ترکیه و فلسفه توسعه مناسبات راهبردی آنکارا با این کشور می­توان گفت که بلحاظ ژئواستراتژیکی، برحسب ناکامی­های ترکها برای عضویت در اتحادیه اروپا و دورنمای کاملاً تاریک مذکرات ترکیه با اتحادیه اروپا، تقویت زمینه­های همگرایی بیشتر و ادغام سیاسی - اقتصادی قزاقستان در این اتحادیه می­تواند خالق فرصتی استثنایی برای تقویت جایگاه ترکیه در ساختارهای اروپایی باشد. این در حالی است که قزاقستان بعد از ترکیه و روسیه سومین کشوری است که دارای هویت اوراسیایی است. 10 درصد سرزمین قزاقستان با مساحتی بیش از مساحت فرانسه در قاره اروپا واقع شده است. به همین دلیل و بر حسب برتری فرهنگ و ارزش­های غربی در جامعه قزاقستان، این کشور پتانسیل لازم برای حضور در شورای اروپا یا دیگر تشکیلات اروپایی را داراست.

روی همین اصل، پیش­بینی می­شود بعد از آن که ترکیه در ژوئن سال جاری ریاست دوره­ای «سازمان همکاری­های اقتصادی دریای سیاه» را بر عهده گرفت، از سوی این سازمان پیشنهاد عضویت قزاقستان در این سازمان اقتصادی به آستانا داده خواهد شد. ترکها معتقدند عضویت قزاقستان در این سازمان نه تنها حوزه نفوذ این سازمان را به حوزه جغرافیایی ماوراء خزر می­کشاند (تقویت وزن ژئوپلیتیکی ترک­ها)، بلکه می­تواند در زمینه فعالیت­های مشترک ترکیه با آذربایجان - گرجستان در حوزه انتقال انرژی و حمل و نقل زمینی - دریایی از مسیر جاده ابریشم شمالی (حد فاصل بین دریای سیاه - قفقاز جنوبی - دریای خزر - آسیای مرکزی) باعث تسریع در تکمیل این کریدور ارتباطی بین اروپا - آسیای مرکزی با مرکزیت ترکیه باشد و همین موضوع به راحتی وزن چانه­زنی ترکیه را در مقابل اروپا بالا ببرد. علاوه بر این، قزاقستان مهمترین بازیگر آسیای مرکزی است که به ریاست نورسلطان نظربایف همواره در راستای ایده تأسیس «اتحادیه کشورهای ترک زبان» و سایر نهادها و تشکیلات بین­المللی متعلق به حوزه جغرافیایی - فرهنگی کشورهای ترک زبان همگام و موازی با سیاست­های ترکیه حرکت کرده است. 


منبع: مؤسسه ایراس

http://www.iraneurasia.ir/fa/pages/?cid=22866